1. وقتی در سوییس بودم فکر می کردم بهتر از این کشور برای زندگی وجود ندارد. آنجا همه چیز با نظم بود، با کیفیت زندگی در حد عالی برای همه کس بهمراه بهترین شکل دموکراسی و سطح عالی علم و دانش. با این وصف برایم جالب بود که می دیدم حتی مردم سوییس نیز برای زندگی، بخصوص در دوران جوانی، آمریکا را ترجیح می دهند. بلاخراه با وجود موقعیت شغلی مطمیِن تصمیم گرفتم به آمریکا مهاجرت کنم...
2. در آمریکا با توجه به اینکه در هاروارد که یکی از بهترین دانشگاه های آمریکاست شروع به کار کردم سریعا پشیمان شدم که چرا به آمریکا آمدم! بنظرم اینجا کاملا شبیه ایرانست، بی نظمی، رابطه بازی، و لاف زنی ... خیلی نظرات بیشتر رویایی بود تا واقعیت. کافی بود نظرت جالب و با استدلال باشد، هر چند رویایی، تا پذیرفته شود! با بعد از مدتی با کمال تعجب دیدم که با این وجود بازده کاری مفید بسیار بالاست البته ساختار کاری نیز بگونه ای بود که چند برابر سوییس از آدم کار کشیده می شد. کمی که گذشت تازه متوجه شدم که علت اینکه اینجا برای هر کسی جذاب است اینه که برای هر کسی فرصت هست. مهم نیست که از کجا آمده ای، چفدر باهوش هستی، چقدر پول داری یا چقدر رابطه داری. مهم اینه که چه جوری بتوانی فرصتها را پیدا کنی و به بهترین شکل از آنها استفاده کنی. در اینجا به کسانی که نتوانند از فرصتها خوب استفاده کنند بازنده خطاب می شوند و جالب اینجاست که یکی ار بدترین نسبتها در آمریکا کلمه بازنده است.. کمی که دقت کردم دیدم که آمریکایها از بچگی یاد می گیرند که چگونه بازنده نباشند حتی مقام دوم داشتن نیز بازنده تلقی می شود... در آمریکا مهم نیست این فرصت از طرف چه کسی ایجاد می شود می تواند از هر سنی، ملیتی، مذهبی یا سطح تحصیلاتی باشد مهم اینست که فرصتی با پتانسیل منفعت دهی ایجاد شده....
3. به عقیده من یکی از مشکلات ما ایرانی ها اینه که یاد نگرفته ایم چگونه از فرصتها استفاده کنیم! در عوض خوب یاد گرفته ایم که با همدیگر چگونه رقابت کنیم هرچند اگر نفعی به ما نرسد وهر چند پر هزینه باشد! همین موضوع ممکن است در مورد انتخابات اخیر صدق کند. بعبارتی بجای بررسی کردن همه فرصتها براحتی از آنها می گذریم. با داشتن کمی بد بینی براحتی از فرصتها صرف نظر می کنیم و بهمین دلیل یا نمی توانیم به موفقت لازم برسیم با هزینه بسیار زیادی برای رسیدن به اهدافمان پرداخت می کنیم. اما آیا وجود ایرانیان خارج از کشور بخصوص آمریکا فرصت است یا شرّ؟
4. بعد از کمی زندگی در آمریکا با کمال تعجب متوجه شدم که سیستم اینجا بسیار مردمی تر از سوییس است! بعبارتی افکار عمومی بزرگترین قدرت را دارد. مهم نیست که در چه مقامی هستید، چقدر رایطه دارید، یا چقدر ثروتمند هستید، کافی است افکار عمومی ضد شما شود تا همه چیز را از دست دهید! کمترین اتهام مالی یا اخلاقی اگر افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد شما را به زیر می کشد در هر مقامی که باشید. این موضع را یهودیان آمریکا بخوبی تشخیص داده اند و بخوبی از آن استفاده می کنند. بعبارتی لازم نیست که حزبی فراگیر یا پول فراوان داشته باشید تا قدرت را تحت کنترل خود داشته باشید، اما کافی است افکار عمومی را کنترل کنید تا قدرت را در اختیار داشته باشید. با توجه به اینکه تقریبا هر کس قدرت را در آمریکا کنترل کند می تواند براحتی در کل دنیا اثر بگذارد لازم به ذکر نیست اشاره ای به تاثیر گذاری افکار عمومی مردم آمریکا در معادلات جهانی بکنم...