نقش ایرانیان خارج از کشور - فرصت یا شرّ؟

این مطلب را در جواب دوستانی که منکر اثر گذاری مثبت ایرانیان خارج از کشور در آینده سیاسی ایران هستند می نویسم. اما قبل از هر چیز لازم به توضیح است که نه من سیاسی ام ، نه علاقه ای به سیاست دارم و نه ادعای اطلاع از سیاست دارم. فقط به عنوان یک ایرانی که علاقه مند به آینده ایرانست آرزومندم که با کمترین هزینه ممکن، ایرانی آباد و سرفراز داشته باشیم.
1. وقتی در سوییس بودم فکر می کردم بهتر از این کشور برای زندگی وجود ندارد. آنجا همه چیز با نظم بود، با کیفیت زندگی در حد عالی برای همه کس بهمراه بهترین شکل دموکراسی و سطح عالی علم و دانش. با این وصف برایم جالب بود که می دیدم حتی مردم سوییس نیز برای زندگی، بخصوص در دوران جوانی، آمریکا را ترجیح می دهند. بلاخراه با وجود موقعیت شغلی مطمیِن تصمیم گرفتم به آمریکا مهاجرت کنم...
2. در آمریکا با توجه به اینکه در هاروارد که یکی از بهترین دانشگاه های آمریکاست شروع به کار کردم سریعا پشیمان شدم که چرا به آمریکا آمدم! بنظرم اینجا کاملا شبیه ایرانست، بی نظمی، رابطه بازی، و لاف زنی ... خیلی نظرات بیشتر رویایی بود تا واقعیت. کافی بود نظرت جالب و با استدلال باشد، هر چند رویایی، تا پذیرفته شود! با بعد از مدتی با کمال تعجب دیدم که با این وجود بازده کاری مفید بسیار بالاست البته ساختار کاری نیز بگونه ای بود که چند برابر سوییس از آدم کار کشیده می شد. کمی که گذشت تازه متوجه شدم که علت اینکه اینجا برای هر کسی جذاب است اینه که برای هر کسی فرصت هست. مهم نیست که از کجا آمده ای، چفدر باهوش هستی، چقدر پول داری یا چقدر رابطه داری. مهم اینه که چه جوری بتوانی فرصتها را پیدا کنی و به بهترین شکل از آنها استفاده کنی. در اینجا به کسانی که نتوانند از فرصتها خوب استفاده کنند بازنده خطاب می شوند و جالب اینجاست که یکی ار بدترین نسبتها در آمریکا کلمه بازنده است.. کمی که دقت کردم دیدم که آمریکایها از بچگی یاد می گیرند که چگونه بازنده نباشند حتی مقام دوم داشتن نیز بازنده تلقی می شود... در آمریکا مهم نیست این فرصت از طرف چه کسی ایجاد می شود می تواند از هر سنی، ملیتی، مذهبی یا سطح تحصیلاتی باشد مهم اینست که فرصتی با پتانسیل منفعت دهی ایجاد شده....
3. به عقیده من یکی از مشکلات ما ایرانی ها اینه که یاد نگرفته ایم چگونه از فرصتها استفاده کنیم! در عوض خوب یاد گرفته ایم که با همدیگر چگونه رقابت کنیم هرچند اگر نفعی به ما نرسد وهر چند پر هزینه باشد! همین موضوع ممکن است در مورد انتخابات اخیر صدق کند. بعبارتی بجای بررسی کردن همه فرصتها براحتی از آنها می گذریم. با داشتن کمی بد بینی براحتی از فرصتها صرف نظر می کنیم و بهمین دلیل یا نمی توانیم به موفقت لازم برسیم با هزینه بسیار زیادی برای رسیدن به اهدافمان پرداخت می کنیم. اما آیا وجود ایرانیان خارج از کشور بخصوص آمریکا فرصت است یا شرّ؟
4. بعد از کمی زندگی در آمریکا با کمال تعجب متوجه شدم که سیستم اینجا بسیار مردمی تر از سوییس است! بعبارتی افکار عمومی بزرگترین قدرت را دارد. مهم نیست که در چه مقامی هستید، چقدر رایطه دارید، یا چقدر ثروتمند هستید، کافی است افکار عمومی ضد شما شود تا همه چیز را از دست دهید! کمترین اتهام مالی یا اخلاقی اگر افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد شما را به زیر می کشد در هر مقامی که باشید. این موضع را یهودیان آمریکا بخوبی تشخیص داده اند و بخوبی از آن استفاده می کنند. بعبارتی لازم نیست که حزبی فراگیر یا پول فراوان داشته باشید تا قدرت را تحت کنترل خود داشته باشید، اما کافی است افکار عمومی را کنترل کنید تا قدرت را در اختیار داشته باشید. با توجه به اینکه تقریبا هر کس قدرت را در آمریکا کنترل کند می تواند براحتی در کل دنیا اثر بگذارد لازم به ذکر نیست اشاره ای به تاثیر گذاری افکار عمومی مردم آمریکا در معادلات جهانی بکنم...
5. با توجه به این مقدمه طولانی به نظر من نقش ایرانیهای مقیم آمریکا در شرایط فعلی بسیار مهم هست اگر عاقلانه و مفید مورد استفاده قرار بگیرد. افکار عمومی آمریکا بشدت مجذوب حرکت آزادی خواه ایران شده، ایرانیان با نفوذی در هر طبفه در امریکا زندگی می کنند وجریانات اخیرا آنها را بهم نزدیک کرده است. به نظر من اگر از این فرصتهای طلایی بتوان بخوبی استفاده کرد می توان آینده کشورمان را بهتر کرد شاید با کمترین یا کاهش هزینه. مهم نیست که ایا ایرانیان اینجا از مسایل داخل ایران شناخت صحیحی دارند یا نه مهم اینست که چگونه می توانند افکار عمومی آمریکا را در جهت منافع ایرانانیان قرار دهند اما این به همکاری ایرانیان داخل با خارج دارد بعنوان مثال همین ارسال اخبار و فیلمهای ابرانیان داخل به خارج خود بسیار موثر بوده. بی جهت نیست که توجیه مرگ دلخراش ندا اینقدر برای دولت احمدی نژاد مهم شده. مطمیِن باشید افکار عمومی ایران برایشان مهم نیست ...

مراسم هفت تیر

دیروز به اتفاق یکی از دوستان به مسجد قبا واقع در خیابان شریعتی رفتیم،شنیده بودیم به مناسبت سالروز هفت تیر با حضور آقایان موسوی و کروبی مراسمی در مسجد قبا خواهد بود که مجوز هم دارد.ساعت 6:30 آنجا بودیم ،از سمت میرداماد رفتیم .شریعتی هنوز شلوغ نشده بود اما 10 متر به 10 متر مامور ایستاده بود. جای پارکی پیدا کردم و پیاده داخل کوچه قبا شدیم.پارکینگی محصور بغل حسینه ارشاد بود که مملو از ماشینهای پلیس بود و سرتاسر کوچه پر از پلیس بود (پلیس معمولی بعضا با باطوم) ولی با مردم کاری نداشتند فقط می خواستند داخل مسجد شوند داخل مسجد شدیم .چند نفر لباس شخصی کیف ها را می گشتند .داخل بسیار شلوغ بود و کولر ها خاموش .در اثر گرمی هوا به کوچه برگشتیم .دیدیم کوچه پر از آدم شده و تردد ماشین امکان پذیر نیست خواستیم بریم تا ته کوچه یک افسر پلیس جلوی من را گرفت و در گوشم گفت کجا می ری میگیرن می برنت!خلاصه همان جا ماندیم،بعد یک ماشین آتش نشانی آمد و جلوی مسجد ایستاد. .پسر بهشتی آمد و داخل شد .جمعیت صلوات می فرستادند و دستانشان را به علامت پیروزی بالا گرفتند و شعار دادند "بهشتی کجایی موسوی تنها شده" و همچنین الله اکبر.موبایل ها هم قطع شده بود.یک گروه هم فیلم برداری می کردند .حدود ساعت 7:45 پسر بهشتی آمد و گفت آقای موسوی به دلیل ازدحام جمعیت عدرخواهی کرده و نمی تواند بیاید وخواهش کرد به آرامی بر گردیم ما هم به سمت خیابان شریعتی برگشتیم .ورودی کوچه قبا را نیروی انتظامی بسته بود و اجازه ورود به کسی نمی داد .رفتم سمت ماشین ،دیدیم کنار ماشینم یک گروهان از پلیس ضد شورش با باطوم و گارد ایستاند یک دفعه برگشتم دیدم کروبی آمد و پشت سرش جمعیت الله اکبر می گفتند فرمانده این گروهان هم به افرادش گفت "بچه ها حالا شروع کنید .یا حسین"یک دفعه شروع کردند با باطوم به آن جمعیت حمله کردند و زن و مرد و پیر وجوان را می زدند.حتی عده ای در ایستگاه اتوبوس بودند آن ها را هم با باطوم متفرق کردند.چند دقیقه ای ایستاده بودیم یک موتور پلیس آمد جلوم که چرا اینجا ایستادی ؟گفتم منتظر کسی هستم گفت سریع سوار ماشین شو و برو. خلاصه ایستاد تا به اتفاق دوستم حرکت کردیم. تراکم پلیس های ضد شورش بیشتر شده بود و سر هر کوچه یک جوخه ایستاده بود. نزدیک همت احساس سوزش زیادی در چشم و گلو و بینی کردم دیدم از چشمان دوستم هم اشک می ریزد چند نفری سر همت که منتظر تاکسی بودند را سوار کردم همه در حال اشک ریختن و سوزش بودند .پسری که سوار شد گفت تو تمام کوچه ها گاز اشک آور و فلفلی زدند سریع دو تا سیگار روشن کرد .دود سیگار مخصوصا اگر به چشم برسد اثر گاز اشک آور را از بین می برد.همچنین می گفت اگر کمی سرکه روی پارچه ای بریزید و جلوی دهان و بینی بگیرید اثرش خنثی می شود اما ظاهرا ریختن آب خطر ناک است خلاصه بندگان خدا را تا جایی رساندم و به منزل رفتم،هرچند که تا صبح سردرد و گردن درد عجیبی داشتم.

نقش ایرانیان خارج از کشور

دیروز جلسه ای با حضور برخی ایرانیان با نفوذ در شهر شیکاگو شامل برخی از تجار، اسا تید و دانشجویان در مورد شرایط فعلی و آینده ایران و همچنین نقش ایرانیان خارج تشکیل شده بود. حرفهای جالبی زده شد که البته بعضی نیز دلهره آور بود! سعی میکنم با قدرت نوشتاری ضعیفم خلاصه گفتگو ها را اینجا بیاورم
1. بحث جالبی در مورد تاریخ حرکت دموکراسی خواهی در ایران شد.یکی از تاریخدانان گفت اگر بتاریخ نگاه کنیم شعارهای فعلی هیچ فرقی با شعارهای صد سال گذشته نکرده و هنوز مردم بدنبال آزادی هستند. لذا بنظر می رسد با وجود اینکه ما بیشترین جنبش آزادی خواهی را در جهان داشتیم اما هنوز در جای صد سال قبل ایستاده ایم بدون هیچ پیشرفت! بگفته یکی دیگر از متخصصان که یکی از زندانیان زمان شاه هم بوده، در انقلاب مشروطیت سه قدرت سلطنت، روحانیت و مردم به توافق رسیدند بعد روحانیت کنار گذاشته شد و بعد سلطنت مردم را هم کنار گذاشت بطوری که در زمان رضا خان نه اثری از روحانیت باقی ماند نه اثری از مردم. در زمان انقلاب 57 روحانیت و مردم متحد شده و سلطنت را به کلی کنار گذاشتند اما کمی بعد روحانیت مردم را کنار گذاشت. بقول این شخص در تحرکا ت اعتراض آمیز اخیر مردم، مستقل از هر جریانی چه سلصنت طلب چه روحانیت به صحنه آمده و لذا این امید هست که بلاخره مردم سرنوشت خود را در دست بگیرد.
2. بحث جالبی در مورد نفت و اثر آن در فرجام دموکراسی خواهی شد. من به عنوان سوال عنوان کردم که دولتهای ایران بر خلاف کشورهای آمریکا و سوییس که بشدت به مالیا تهای مردمی وابسته است بخاطر پول نفت می تواند وابسته به مردم نباشد. لذا شاید دنبال الگو برداری از چنین کشورهایی اصلا راهگشا نباشد. بعبارتی شاید الگوهایی مثل امارات برای ما بهتر باشد تا دموکراسی خواهی! ما باید توجه کنیم که با توجه به موقیت استراتژی ایران در منطقه هر حرکت دموکراسی خواهی موفق، بشدت بضرر منطقه می شود. لذا اگر می خواهیم به اهداف نهایی مان برسبم باید از روش قورباغه پزی فرانسوی استفاده کنیم یعنی ببینیم با توجه به شرایط و روانشناسی از افراد سر قدرت چگونه می توانیم امتیاز یگیریم که بهدف نهایی نزدیک شویم. مثلا سعی کنیم مثل حرکت مصدق که نفت را ملی کرد بدون حمله مستقیم به قانون اساسی، بینیم که چگونه کنترل این سرمایه عظیم را در اختیار مردم بگذاریم با کمترین هزینه وکمترین تحریک دیگران. ما باید کاری کنیم که دولت به شرکتهای خصوصی بیشتر وابسته باشد تا شرکتهای خصوصی به دولت. متعصفانه ما در هر حرکت که امکان امتیاز گیری داریم سریعا سراغ ایداآلها می رویم که برای افراد سر قدرت بسیار پر هزینه هست ولذا بهیچ وجه زیر بار نمی روند. مثلا در زمان خاتمی دنبال مطبوعات آزاد بودیم اما مطبوعات ما سریعا خواسته های آزادی خواهی مثل حذف سریع بعضی از احکام اسلام پرداختند بدون مهیا کردن شرایط. خوب نتیجه آن این شد که همان یک ذره آزادی بحکم ولی فقیه گرفته شد. شاید ما به جای دنبال آزادی رفتن باید دنبال حرکتهایی مثل دبی باشیم یعنی بدون تحریک کسی اقتصاد مملکت را درست و کمتر وابسته بدولت بکنیم و اگر موقعیتی پیش آمد مثل جریان اخیر با روانشناسی و قدرت چانه زنی بینیم چگونه می توانیم حریف را به امتیاز دادن به مردم وادار کنیم با کمترین هزینه. یکی از متخصصان در جواب من گفت متعصفانه این تفکر در فکر خیلی از مردم شکل گرفته که تا ما نفت داریم نمیتوانیم به دموکراسی دست پیدا کنیم. در صورتی که نفت فقط 25 درصد درامد دولت ایران را تشکیل می دهد. در ضمن کشورهایی مثل نوروژ خیلی بیشتر از ایران تفت دارند بدون مشکل داشتن با دموکراسی. همین موضوع در مورد مذهب نیز مطرح می شود که با وجود مذهب دموکراسی امکان پذیر نیست! اما این نظرات کاملا نادرست هسنتد. بعنوان مثال اگر به قانون اساسی آمریکا که در دویست و پنجاه سال پیش نوشته شده توجه کنیم می بینیم که بصراحت حق زن و مرد نابرابر بوده وفقط سال گذشته قانون اساسی آمریکا در این زمینه تغییر کرده. اما با این بوجود سالیان سال است که حق زن و مرد در آمریکا یکسان است . لذا با همین قانون اساسی و همین شریط مذهبی می توان دمکراسی و آزادی را بر قرار کرد. شخص دیگری اذهان داشت که تمدن ایرانی بسیار گسترده تر از امارت است و لذا نحوه آزادی خواهی مردم این کشور قایل مقایسه با ما نیست و الگو برداری از این کشور نبز خطاست
3. در مورد فعالیتهای ایرانیا ن خارج کشور مطرح شد که ما باید مشروعیت دولت احمدی نژاد را زیر سوال ببریم و از قدرت لابی خود استفاده کنیم که دولت آمریکا مشروعیت دولت احمدی نژاد را برسمیت نشناسد و همچنین دیگر دولتها را نیز مجبور به این کار کند. در این راستا می توان شروع به نامه نگاری به سناتورها کرد. ظاهرا با این کار ایرانیان مقیم کلیفرنیا موفق به جلوگیری از ویزا دادن به یکی از معاونین احمدی نژاد شده اند. همچنین میتوان سخنرانیهایی در مراکز معتبر دانشگاهی با دعوت از خبر گزاریها کرد تا بنوبه خود به دولت آمریکا بیشتر فشار وارد کرد. همچنین می توان به مردم عادی و همکاران دستبند سبز توزیع کرد و آنها را بطرف داری از حرکت ایرانیان و نامه نگاری به سناتورها ترغیت کرد. باید توجه داشت که حرکت شجاعانه ایرانیان داخل، ایرانیهای خارج را متحد کرده و الان ایرانیان میتوانند قدرت تاثیر گزاری زیادی را در سیاستهای آمریکا داشته باشند. همچنین مردم آمریکا نه تنها دیگر از مردم ایران متنفر نیستن بلکه با دیده احترام به آنها نگاه می کنند. این به نوبه خود باعث متحد شدن بیشتر ایرانیها شده ومثلا کسانی که ملیت خود را مخفی می کردند الان با افتخار می گویند ایرانی هستند. توجه کنید که این شرایط بهترین موقعیت برای تشکیل یک لابی قدرتمند ایرانی است!
4. بعضی ها نگران آینده این حرکتها بودند. مثلا نگران بودند که با بایکت ایران، ایران الگوی کره شمالی را دنبال کند یعنی از یک طرف شدیدا مردم را سرکوب و از طرف دیگر سلاح هسته ای بسازد که باعث جلوگیری از دخالت خارجیان شود. از طرف دیگر شاید شرایط بگونه پیش برود که همین ایرانیانی که الان مخالف حمله آمریکا و اسراییل به ایران هستند موافق آن شده و حتی دولت آمریکا را مجبور به این کار کنند! البته یکی از متخصصان ابراز داشت که مطمن باشید نه اسراییل و نه آمریکا به ایران حمله نخواهند کرد چون شدیدا به ایران نیازمندند که اوضاع افقانستان و عراق را تحت کنترل قرار دهند. دولت ایران نیز به این امر واقف است و حتی آمریکا را تهدید کرده که جواب آنها را در جایی دیگر می دهد و اگر دقت کنیم می بینیم بعد از مدتها دوباره بمب گزاریها در عراق و افقانستان شروع شده. او دوباره تاکید کرد که تنها راه حمایت از حرکت مردم ایران تشکیل یک لابی قدرتمند ایرانیست که بدولت امریکا بتواند فشار لازم را بیاورد.... من که شخصا گیج شدم که واقعا ما ایرانیان خارج از کشور چه می توانیم بکنیم که به آینده ایران خدمت کنیم نه اینکه ناخواسته ضرر بزنیم؟!!

قانون

اين روزها همه از قانون و پايبندی به آن حرف می زنند. اين روزها قانون گذار، مجری، ناظر، شاکی، قاضی و رسانه همه در اختيار يک گروه است و هر که خارج از اين دايره تنگ و بسته باشد متهم به قانون گريزی، فريب خورده، مزدور، اغتشاش گر، منافق، نفوذی، دشمن و ... است. اين روزها هر که فريادی از سر عدالت خواهی سر دهد دست نشانده آمريکا، اسرائيل و انگليس است.
اين روزها واژه هائی چون "مردم"، "ملت"، "ملی"، "حماسه"، "اوباش"، "آشوب" و ... مفاهيم جديدی پيدا کرده اند. اين روزها حکومتی حقير و ضعيف مردمش را دشمن خود می داند و در مقابلش لشکرکشی می کند، به طرز وحشيانه ای آنها را می کشد و به اسارت می برد، با مظلوم نمائی صحنه ای را نشان می دهد که پليسی کتک می خورد و با افتخار اعلام می کند که از هيچ سلاح گرمی استفاده نکرده و کشته شدگان نتيحه عمل آشوب گران است و با اين حال اجازه برگزاری مراسم برای کشته شدگان نمی دهد. اين روزها برای اثبات صحت انتخابات نتيجه و گراف انتخابات آمريکا بعنوان شاهد ارائه می شود و آمارها و نظر سنجی هائی از کشورهای خارجی بر ملا می شود که از مدتها قبل دوبرابر بودن آرای يک نفر در مقابل رقيبش را پيش بينی نموده است و در عين حال عدم تطابق نتيحه انتخابات با پيش بينی های مطرح شده از سوی رقيب را امری طبيعی قلمداد می کند. اين روزها صداقت را به مسلخ برده اند و ريا و تزوير و دروغ را به نام راستی به گوش مردم می خوانند. اين روزها دين قربانی دنيای پست و حقير حاکمانی ترسو و بزدل شده است.
اين روزها اگرچه روزهای سخت و تاريکی است اما بايد ايمان داشت که "اندکی صبر سحر نزديک است."

رسانه ملی

تا قبل از این انتخابات همیشه فکر می کردم صدا وسیما حداقل سعی می کند نشان دهد که مستقل عمل می کند. اما در این یک هفته بصورت کاملا واضحی یک طرفه عمل کرده وبا تمامی قوا سعی در مقابله با جنبش مدنی مردم ایران در احقاق حق خود کرده،دقت نمایید خواسته مردم ایران تغییر نظام و یا حتی تغییر ساختار نظام نیست مردم در تجمعات آرام- که بصورت وحشیانه مورد تهاجم آدمکشهای مزدور قرار می گیرد-فقط رای خود را می خواهند. اما صدا و سیما سعی دارد با انواع برنامه ها ،طیف مختلف مخاطبان خود را منحرف کند وجنبش آزادیخواهی مردم ایران رااغتشاش گری، توطئه بیگانه،منافقین،و.... نشان دهد. به عنوان چند نمونه :

  • راهپیمایی میلیونی روز دوشنبه و روزهای بعد اصلا پوشش داده نشد و فقط در شبکه خبر و برنامه 20:30 در حد چند ثانیه اشاره شد که راهپیمایی غیر قانونی هواداران بعضی کاندیدها انجام پذیرفت.در صورتیکه حضور سازمان یافته عده ای از طرفداران احمدی نژاد در میدان ولی عصر (که قبلا از طریق صدا وسیما و روزنامه های دولتی دعوت شده بودند) را چندین بار در سر تیتر اخبار اعلام کرد .
  • در مصاحبه با بعضی شخصیتها، انقلابهای مخملی و رنگی در کشورهای جدا شده از شوروی سابق را تفسیر می کند و سعی دارد وجه تشابهی -هر چند دروغین-بین آن انقلابها و جنبش مردم ایران نمایش دهد.
  • به کسانی که به تاریخ علاقه دارند،مداخله بیگانگان در ایران را یادآوری می کند و اینکه هیچگاه مردم ایران اجازه مداخله بیگانگان را در ایران نداده اند و حتی به تاریخ اسطوره ای و داستان های شاهنامه اشاره کرده و بیگانه ستیزی ایرانیان را یادآوری می کند.
  • با توجه به اینکه از قدیم در شهرستانها ، تهران نشینان و خصوصا شمال شهر نشینان را مردم مرفه و بی درد و با امکانات فراوان تجسم می کردند، تلویزیون بصورت کاملا واضحی سعی دارد نشان دهد که موسوی منتخب مردم تهران -و خصوصا شمال شهر تهران- است .(در اعلام نتیجه ها هم آمار موسوی در تهران و خصوصا شمیران را بالا تر از احمدی نژاد نشان داده اند).وحال هم همین تهرانیهای بی درد و مرفه چون کاندید محبوبشان انتخاب نشده، شورش کرد ه اند و فکر می کنند ایران یعنی تهران.
  • با مراجعه به نظر سنجیهای ساختگی سعی دارند نشان دهند از قبل از انتخابات،احمدی نژاد بالای 50 درصد آرا را در اختیار داشته و آقای موسوی با توجه به ریختن تهرانیهای شمال شهر به خیابان در زمان تبلیغات، جَو گیر شده و احساس کرده رای بالایی دارد(یعنی میرحسین موسوی سیاستمداری که 8 سال در سخت ترین شرایط کشور را اداره کرده،این قدر کوته فکر است که با ریختن چند تا ماشین به خیابان متوهم می شود؟؟؟)
  • مضحک ترین برنامه ها،اعترافات ساختگی است که چند شبی است از بعضی از به اصطلاح اغتشاش گران پخش میشود،یکی از سر بیکاری به خیابان ریخته،یکی مواد مخدر مصرف کرده ،دیگری خواسته با تخریب اموال عمومی تفریح کند،چند تایی هم که با منافقان در ارتباط هستند و از قبل در ترکیه و عراق آموزش تخریب اموال عمومی دیده اند و به ایران آمده اند تا بشکنند و به آتش بکشند.
  • هیچ آمار واقعی از تعداد شهدا و مجروحین درگیریها ارائه نمی کند و چند مورد در بیمارستان با کسانی که ظاهرا بی طرف بود ه اند و در این اغتشاشات خیابانی مجروح شده اند مصاحبه می کند.

اگر دوستان مصادیق دیگری دیده اند لطفا بازگو کنند.

بلا

اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد
ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
ز حقه‌ی دهنش چون شکر فروریزد
من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
هزار بازی از این طرفه‌تر برانگیزد
بر آستانه‌ی تسلیم سر بنه حافظ
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد

این روزها

این روزها که می‌گذرد شادم. این روزها که می‌گذرد شادم که می‌گذرد این روزها.

دعوت به مراسم سوگواری

جدید ترین بیانیه موسوی
بسمه تعالی
ملت شریف ایران همانگونه که می‌دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده‌اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده‌های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می‌کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا و یا برگزاری راهپیمایی‌های مسالمت آمیز با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد.
میرحسین موسوی

پوستین وارونه

اگر آزاده نیستید٬ لا اقل دین داشته‌باشید.

دزدی مجدد

دیروز در راهپیمائی بیان میشد : فردا 5 عصر میدان ولیعصر
امروز با تبلیغات نچندان گسترده و با بیان در روزنامه ایران دولت هم حامیان خود را ساعت 4 به میدان ولیعصر دعوت کرده است.
به عبارت دیگر بعد از به نام زدن رای مردم می خواهند حضور مردم را نیز به نام خود بزنند.